روح بزرگ 2
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٧   کلمات کلیدی:

خبر تلگرافی بود. درست است که مریم به موبایلم زنگ زد اما مکالمه مان چیزی شبیه پیامک بود. پرسید حدس می زنی الان ساک گوهر برای رفتن نوروز به نوراباد کجای خانه اشان است؟

زمانی که گوهر مدرسه می رفت و دانش آموز دبستان بود ساعت شیش و سی دقیقه صبح جلوی در مدرسه بود تا سرایدار در را هفت باز کند، زنگ صف هفت و سی دقیقه بود.

میدانستم سفرشان یکی دو روز دیگر است و سابقه گوهر را داشتم خواستم در مقابل این سوال مریم رو دست زده باشم، غیر ممکن ترین حالت راگفتم: کنار در هال.

مریم گفت نه. الان سه روزه که تو صندوق عقب ماشینشونه!