گلهای بابونه
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٦   کلمات کلیدی:

ننه (مادر بزرگ) باز میان گلهای ریز و خوش بوی باوینه (بابونه) نشسته و با چاقوی کند خود گلها را یکی یکی و سر حوصله از ساقه جدا می کند و در دامن خود می گذارد، حضور ننه در میان گلهای باوینه که تمام حیاط خانه را سبز وسفید کرده نوید آش باوینه ای فرداست. درست به یاد ندارم آخرین آش باوینه ای ننه را کدام نوروز خوردم اما یادم هست حتی روزهایی که ننه عاجزانه با بیماری سرطان می جنگید و ذره ذره شکست می خورد  باز میان گلهای باوینه می نشست و آنها را می چید.

 به خواب دیدم او میان گلستانی از گلهای باوینه نشسته وآنها را می چیند. سفره نوروز امسال باز باوینه ای نیست.