حوض نقاشی یلدا
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳٠   کلمات کلیدی:

می شد حوض نقاشی مازیار میری را توی خانه ای که حوض توی حیاط ندارد اما کنار یکی از حوضهای بزرگ کره خاکی است دید. میز یلدا ما شبیه شیشه دکمه های مریم بود، کیویها و هویجهای حلقه ای شده دور بشقابها، دانه های پفک با تخمه ها. موسیقی که مریم با تکانهای شیشه می ساخت ما با شکستن تخمه های رنگی توی گوش خانه تنین انداز می کردیم. تخمه ها مثل دونه های گندم برای کفتهای رو بوم، دانه ها انار مثل درخشش عکس ماه توی دریا به میوه های دیگر فخر می فروختند.

 

نویسنده: فرنگیس


یلدایی دیگر
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٩   کلمات کلیدی: یلدا

با فرنگیس جشنش را گرفتیم. دوتایی و تنها. عکس گرفتیم و آجیل خوردیم و انار شکستیم و فیلم دیدیم. حوض نقاشی. چسبید. قشنگ بود. این دومین سالی است که یلدا را اینجا، کنگان، کنار بزرگی خدا، خلیج فارس جشن می گیریم. و خدا می داند سال دیگر آن را کجا جشن خواهیم گرفت. خوش گذشت. آرزومی کنم، برای آنهایی که دوستشان دارم آرزو می کنم دلشان قرص و محکم و پر از شادی باشد.  لبخند امید بر لبانشان جاری باشد. و خانه دلشان تهی از هر کینی و سرشار از عشق.

یلدا مبارک